رئیس جمهور ایالات متحده در اولین حضور رسمی اش در سازمان ملل متحد با مهمانان زیادی عکس یادگاری گرفت، این فیلم مجموعه ای از همه این عکسها است. به لبخند همیشگی و ثابت اوباما و چهره اش توجه کنید!
خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین میزند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریکهای مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمیکند. ما به اندازهای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوششهایمان نتیجه میگیریم و اگر به سوی تندرویهای بیدلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسبتر از سوی حاکمان میبینند که هوشیار و خردمندند، و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.
ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را میخواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج ومرج طلب میشناسیم که با بهانه و بیبهانه از موازین اسلامی عدول میکنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست میزنند.
فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود میپرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمانهایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوششهای امروز و فردای ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟
اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت دهها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سالهای گذشته مفقود اعلام میکنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بیتفاوت نسبت به حجم این ارقام که میتواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشیهای سیاسی افتادهاند.
با وجود اینکه در حق کاربرای ایرانی کم لطفی میکنی، با وجود اینکه سرویس بلاگر را خیلی دیر برای ایرانیها فارسی کردی، با وجود اینکه اجازه دانلود نرم افزارها و استفاده از برخی وب سایتها را به ایرانی ها نمیدی، و با همه این کم لطفی هایی که در حق کاربرای ایرانی داشتی،تولدت مبارک گوگل!
امروز از جانب دوستی، ایمیلی دریافت کردم که بسیار خواندنی بود. گفتم آن را با شما در میان بگذارم.
این داستان را چند سال پیش یکی از دوستان به نام علی قصاب، معلم ریاضی و دارای مدال نقره جهانی در مسابقات ریاضی برایم تعریف کرد:اگر حتی با خودمان فرض کنیم این یک داستان است اما قطعا حقایق مهمی در آن پنهان شده که واقعیتهای آموزش و پرورش در کشورهای پیشرفته و کشور ما را می تواند به روشنی نمایان سازد. قضاوت را به عهده شما می گذارم و می دانم که خودتان همان نتیجه ای را خواهید گرفت که من نیز گرفتم.
یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد؛ در آنجا پسر کوچکشان را نیز در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزشی این کشور تجربه کند، روز اول که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟؛ پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند، خانم معلم برایمان کتاب قصه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم. پدر پرسید ریاضی و علوم نخواندید؟، پسر گفت: نه؛ روز دوم وقتی پسر از مدرسه برگشت، پدر سوال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفسمان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به کتابخانه رفتیم و به ما یاد دادند چطور از کتابهای آنجا استفاده کنیم. بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد، چرا که می دید در مدرسه وقت کمی را صرف آموزش ریاضی، فیزیک و چیزهایی که از نظر او دروس مهمی محسوب میشد، می کنند. از آنجایی که پدر نگران بود مبادا پسرش در این دروس ضعیف شود به او گفت که از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا خودم در خانه ریاضی و فیزیک با تو کار کنم. بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اول از مدرسه تماس گرفتند و علت غیبت پسر را جویا شدند، گفتند که مریض است؛ دوشنبه دوم نیز باز علت غیبت را جویا شدند و دوباره همان بهانه مریضی پسر را مطرح کردند تا اینکه مدیر مدرسه به این رفتار آنها مشکوک می شود و پدر را به مدرسه فرا خواند. وقتی پدر به مدرسه پسرش رفت سعی کرد همان بهانه ها را مطرح کند اما نهایتا حقیقت را گفت و اظهار داشت که تعجب می کند چرا در مدارس استرالیا برای دروس مهمی نظیر ریاضی و فیزیک ارزش زیادی قائل نمی شوند. مدیر مدرسه پس از شنیدن صحبتهای پدر به فکر فرو رفت و نهایتا اظهار داشت: ما هم 50 سال پیش مانند شما فکر می کردیم.
آنطور که اینجا نوشته شده گوگل از بین صدهاهزار ایده و پیشنهادی که از سوی کاربران برای حل مشکلات اصلی و عمده جهان ارائه شده، بعد از ارزیابی این ایده ها توسط نزدیک به 3000 نفر از متخصصان و صاحب نظران، برگزیده ای از آنها (حدود 16 ایده ) را در یک نظرسنجی به رای گذاشته است (از قرار معلوم ایرانی ها مجاز به رای گیری و مشارکت در حل مشکلات جامعه بشری نیستند و ظاهرا از نظر گوگل خود ایرانی ها یکی از این مشکلات به شمار می روند!!)؛ از بین این 16 ایده، تعداد 5 ایده و پیشنهاد توسط کاربران انتخاب می شود و گوگل سرمایه گذاری های لازم برای حل و فصل آنها را بر عهده می گیرد. این 16 ایده به قرار زیر هستند:
- پیشبرد و تقویت رسانه ای مهندسین و دانشمندان
- طراحی و بهینه سازی ابزارهای بانکی و مالی برای هر شخص
- تقویت سیاستهای هوشمند مالیاتی به لحاظ اجتماعی
- گردآوری و سازماندهی اطلاعات شهرهای جهان
- طراحی برنامه و دستورالعملهای موثر در زمینه مین زدایی در سطح جهان
- خلاقیت و نوآوری در عرصه حمل و نقل شهری
- طراحی و ایجاد سرویسهای خبری همزمان و مبتنی بر گزارشهای کاربران
- ارائه رایگان محتواها و اطلاعات آموزشی به صورت آنلاین
- طراحی سیستم رهگیری همزمان بلایای طبیعی
- وادارکردن دولت به شفاف سازی در سیاستهای خود
- کمک به تحول پذیری موسسات اجتماعی
- فرآهم آوری برنامه های آموزشی سودمند و با کیفیت برای دانشجویان و دانش آموزان آفریقایی
- طراحی سیستم هشدار و دیده بان نسل کشی
- گسترش آموزشهای صنعتی و علمی
- ارتقاء مراکز کنترل و تحلیل اطلاعات سلامت و بهداشت
- طراحی سیستم هدفمند گزارشگیری موضوعات جهانی
به نظر می رسد تعدادی از این راهکارها و پیشنهادات ارائه شده متناسب با حال و هوای موضوعات مهم و اساسی ایالات متحده است (نظیر نظامهای مالیاتی، سیاستهای دولتی، موسسات اجتماعی و امور مالی) و ارتباطی به مسائل و چالشهای جهانی نداشته باشد.
حین گشت و گذار در بوکمارکهای وب سایت خوشمزه به این وب سایت برخورد کردم که حاوی راهنماهایی برای طراحی وب سایت برای کاربران و افراد مبتلا به کوررنگی است. به عنوان دانشجویی که موضوع پژوهش و پایان نامه اش دسترس پذیری وب است باید بگویم یکی از ملاکهایی که وب سایت را دسترس پذیرتر می کند همین توجه آن به طیفهای خاصی از افراد جامعه است که مشکلات اینچنینی دارند. مثلا آیا به این موضوع توجه کردیم که در همین کشور خودمان چه تعداد کاربرانی به کوررنگی مبتلا هستند که توانایی تشخیص رنگها را بخوبی ندارند؟ این موضوع وقتی حساسیت زیادی دارد که بپذیریم یک صفحه وبی ممکن است از از رنگهای مختلف و متنوعی در متن، لینکها و تصاویر برخوردار باشد. برخی از وب سایتها حاوی نمودارها و اطلاعات بصری و گرافیکی هستند که برای دانشجویان و کاربران مبتلا به کوررنگی به راحتی قابل مطالعه و مشاهده نخواهند بود. این وب سایت با استفاده از نمونه ها و الگوهایی راه حلهای خوبی برای طراحی این گونه نمودارها و اطلاعات به شکل قابل تشخیص تری برای کاربران مبتلا به کوررنگی فرآهم کرده است.
برای کسانی که طرفدار پروپاقرص آثار کوئیلو هستند خبر خوبی دارم. نسخه صوتی کتاب "ملاقات با فرشتگان" با فرمت mp3 به تازگی و به شکل قاچاق در وب منتشر شده است!؛ برای دانلود این کتاب می توانید این لینک را دنبال کنید.
کتاب ملاقات با فرشتگان (یا دیدار با فرشتگان) کتابی است که بعضی از مراحل سیر و سلوک عرفانی و آداب معرفتی (البته آدابی که به سبک عرفان های آمریکای جنوبی است و البته با عرفان های ما هم تا حدودی سازگار است) را شرح می دهد و در قالب داستانی که ظاهرا واقعی است و کوئیلو خود تجربه کرده است، روش دیدار با فرشته نگهبان و صحبت کردن با وی را به طور کلی می گوید.(بیشتر...)
روزنامه تلگراف چاپ لندن، در مقاله جالبی فهرسنی از عادات روزمره، فرایندهای کاری، سرگرمی ها و شیوه های ارتباطی را که با آمدن اینترنت از بین رفته است را منتشر کرده. گرچه مطالعه اجمالی این فهرست نشان می دهد که عمده این تغییر رویه ها در ایران خودمان که از یکسو سرعت خود اینترنت و از سوی دیگر سرعت رشد اینترنت و دسترسی عامه اقشار به این ابزار ارتباطی هنوز در حد لاکپشت است، نمود چندانی ندارد اما گاهی لازم است از دیدگاه جامعه شناختی اطلاعات به این موضوع نیز نگریسته شود که اگر زمانی جامعه ایرانی نیز به این مرحله از اعتیاد فناوری رسید ، در کنار پذیرفتن فناوری و استفاده بهینه و مطلوب از امکانات ارتباطی آن، چه راهکارهایی باید برای زنده نگه داشتن سنن و شیوه های مرسوم و معمول ارتباطی قدیمی و رویه های زندگی اجتماعی باید اندیشیده شود.
ما باید بپذیریم که اینترنت می تواند حافظ فرهنگها و آداب و رسوم باشد، ولی درصورتی که راهکاری مناسبی برای آن اندیشیده شودتعدادی از موارد مهمی که در مقاله تلگراف به آن پرداخته شده عبارتند از :
- بحث و جدلهای محترمانه: حتما می دانید که بحث و مباحثه در خارج ازفضای اینترنت قواعد خاص خودش را دارد و یکی از مهم ترین این قواعد رعایت احترام متقابل است، آیا این موضوع در محیطهای بحث مجازی نیز رایج است؟، کافی است نیم نگاهی به نظرات کاربران در سایتهایی مانند بالاترین و یا اصلا همین دیدگاههای کاربران در ذیل خبرهای وب سایت تابناک بیندازید تا با قاعده بحث در این محیط ها آشنا شوید!
- نامه نگاری و پست سنتی: یادش به خیر، زمانی که نمی دانستیم ایمیل چیست و چگونه کار می کند و چه مزایایی دارد از این ابزار ارتباطی سنتی استفاده ها کردیم. گرچه سرعت ارسال نامه ها در پست معمولی اصلا قابل قیاس با پست الکترونیکی نیست اما انصافا کدام یک دلنشین تر، به یادماندنی تر و گرامی تر هستند. کافی است از بزرگترها بپرسید چگونه نامه های عزیزانشان و یا دستخطهای آنها را حفظ و نگهداری می کردند.
- حافظه اطلاعاتی: الان دیگر هر دانشجو و کاربری راه پیدا کردن اطلاعات موردنیازش را بلد است: گوگل کردن!، یا کافی است سری به ویکی پدیا و یا سایتهای مشابه آن بزنید، و در کسری از ثانیه با کلی اطلاعات و تصاویر و فیلمهای مختلف و متنوع برخورد می کنید. دیگر چه کسی حال وحوصله ورق زدن دائره المعارف های سنگین و چندین جلدی را دارد؟ نمونه دیگرش همین فرهنگهای لغت موجود است که با یک کلیک کلی اطلاعات اعم از مترادف، متضاد، متشابه و به علاوه همه اینها اطلاعات چند خطی از انواع و اقسام دائره المعارفها و فرهنگهای لغت برایتان فراهم میکند. دیگر کمتر کسی است که بخواهد برای یافتن معنی یک کلمه کتابهای فرهنگهای لغت را زیر و رو کند.
- آلبومهای عکس: الان اکثر کاربران برای خودشان آرشیو دیجیتالی از عکسهایشان را در سایتهایی نظیر پیکاسا، فلیکر، و لایو نگهداری می کنند. به راحتی هم امکان جستجو و برچسب گذاری تصاویرشان را دارند و نیازی به چاپ آنها نیست. اما قدیما که اینطوری نبود. آیا کسی هست مزه ورق زدن آلبومهای خانوادگی و دیدن و لمس کردن و بوئیدن عکسهای قدیمی و حس کردن خاطرات گذشته و روزگاران پنهان شده دراین عکسها را نچشیده باشد؟.
- تماشای دسته جمعی تلویزیون: تصورش را بکنید که زمانی همه خانواده از بزرگ و کوچک دور هم می نشستند و لذت تماشای دسته جمعی فیلمها و سریالهای خانوادگی و تلویزیونی را به یکدیگر هدیه می دادند . اما الان هر کسی برای خودش کامپیوتری دارد و کلکسیونی از س دی ها و دی وی دی های سریالهای مختلف و فیلمهای سینمایی متنوع! (البته به نظرم این مورد شامل حال ایرانی ها نمی شود!).
... من اعتمادی به مذهب ندارم، به همین اسم مذهب، دیوانگیها و وحشی گریهای افراد متعصب در فرقه های مختلف را شاهد بودم که معتقد بودند بر مبنای خواست و اراده خدا عمل می کنند. من فوران مذهب را در چشمان قاتلین و جنایتکاران بسیاری دیده ام. پرهیزکاری و تقوا در انجام عمل درست، دلاوری و شجاعت در قبال آنانی که نمی توانند از خودشان دفاع کنند و ... مهربانی و نیکوکاری است. آنچه که برای خدا اهمیت دارد فکر تو و قلب تو است. آنچه که تصمیم میگیری که انجام دهی ثابت می کند مردی خوبی هستی یا نه.. .فیلمنامه حکومت بهشتی (2005)
اشتراک در:
پیامها (Atom)


