دسترس پذیری وب یکی از مفاهیم بنیادی و اساسی در زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات است که در سالهای اخیر و بویژه با شکل گیری دولت الکترونیک و توسعه خدمات الکترونیکی از طریق اینترنت و وب سایتها، به آن توجه ویژه ای می شود. دسترس پذیری وب بر اساس مولفه ها و شاخصهای مختلف اجتماعی، فنی، فرهنگی، و کاربری بازشناسی می شود. رشد و توسعه بهره گیری از اینترنت در قشرهای مختلف اجتماع، بهره گیری از اینترنت برای ارائه خدمات الکترونیکی و دولتی، تنوع نیازهای کاربران مختلف، خدمات بانکداری الکترونیکی، تجارت الکترونیک، و ارتباطات الکترونیکی، از جمله عواملی هستند که دسترس پذیری وب را به مقوله ای ضروری و حیاتی تبدیل می کنند.
به همان اندازه که جوامع به سوی "جامعه اطلاعاتی" پیش می روند، وابستگی آنها به فناوری بیشتر و ضروری تر می شود. گزارش جدید کمیسیون جامعه اطلاعاتی اتحادیه اروپایی با این جمله شروع می شود. این کمیسیون ضرورت رویکرد به "دسترس پذیری الکترونیکی" بویژه "دسترس پذیری وب"، را در این گزارش مدنظر قرار داده است و برنامه های خود را برای دستیابی به اهداف اولیه و اساسی در زمینه دسترس پذیر ساختن وب سایتهای دولتی و خصوصی، خدمات الکترونیکی، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و کلیه خدمات عمومی از طریق اینترنت، تا سال 2010 میلادی را اعلام کرده است. این گزارش که تحت عنوان "بسوی جامعه اطلاعاتی دسترس پذیر"منتشر شده است، ضرورت تحول در قوانین، توجه به نیازهای بالقوه وبالفعل کاربران بویژه کاربران دارای ناتوانیهای خاص، نهادینه ساختن دسترس پذیری در فناوری ها را در این کمیسیون بررسی کرده است. برای دانلود این گزارش پیوند زیر را دنبال کنید.
- دانلود گزارش (نوع فایل: pdf؛ حجم: 1.26 Mg)
آنهایی که مثل من علاقمند به فیلمهای سینمایی هالیوودی هستند و همیشه اخبار فیلمهای جدید را دنبال می کنند،حتما میدانند که سری فیلمهای شاهزاده ایرانی در دست ساخت است و قرار است سال 2010 اولین قسمت این فیلمها در سینماهای جهان اکران شود. قبلا هم من در مورد این فیلم چیزهایی نوشته بودم و بخصوص آن موقع همزمان بود با اکران جهانی فیلم تحریف شده 300. هیاهویی که 300 به راه انداخت را همه به یاد داریم. اول اضافه کنم که به نظر من ضعفی که سینمای ایران، علی رغم برتری کیفی و البته بسیار معدودی که در قیاس با صنعت سینمای جهان دارد و آن هم در حد دو سه کارگردان است، عدم بهره گیری از خلاقیت، فناوری، داستان پردازی و الگوگیری از نمونه های داستانی و اسطوره های داخلی است. فکر هم نمی کنم به این زودی ها این ضعفها برطرف شوند و اصولا نقطه امیدی در سینمای ایران، جز یکی دو مورد، وجود نداشته و نخواهد داشت. ظاهرا قرار است اسطوره ها و افسانه های ایرانی در چارچوب همان کتابها و احیانا برخی فیلمها و سریالهای بی سر و ته تلویزیونی به نسلهای بعدی و مردمان ج